اول این که تاخیر چند هفته ایم به خاطر سفرم به مشهد بود و دوم این که در جشنواره ی داستان های ایرانی مشهد مقام سوم شدم. داستان زیر از خودمه. حتمن نظرتون رو در موردش بگید:
پیغام شخصی
آریا_59: سلام، خوبی؟ می تونم باهات چت کنم؟
اورانوس: سلام، شما؟
آریا_59: من آریا هستم.
اورانوس: آریا؟ نمی شناسم.
آریا_59: با هم آشنا می شیم !
اورانوس: چند سالته؟ اهل کجایی؟
آریا_59: مُهمه برات؟
اورانوس: خُب آره، برای تو مهم نیست؟
آریا_59: نه، اصلا!
اورانوس: برات مهم نیست من پسرم یا دختر؟
آریا_59: نه! چه فرقی می کنه؟
اورانوس: جالبه! پس برای چی می خوای چت کنی؟ مگه نگفتی با هم آشنا بشیم؟
آریا_59: گفتم آشنا شیم، ولی نه با هم دیگه!
اورانوس: می شه بفرمایید پس با کی باید آشنا بشیم؟
آریا_59: با اون کسی که واقعا دلمون می خواد یه روزی باهاش آشنا بشیم. منظورم رو می فهمی؟
اورانوس: نه!
آریا_59: ببین، به نظر من خوبی چت اینه که هیچ چیزی توش واقعی نیست. و این فرصت خوبیه که آدم تو این دنیای غیر واقعی، اون چیزهایی رو که دلش می خواد داشته باشه و نداره رو برای خودش بسازه. می فهمی؟
اورانوس: حرفات جالبه، ولی بازم ارتباطش رو با آشنایی خودمون نمی فهمم!
آریا_59: تا حالا شده فکر کنی آدم ایده آلی که واقعا دلت می خواد باهاش آشنا بشی، چه ویژگی هایی داره؟
اورانوس: راستش...تا حالا نه. آدم هایی هستن که خیلی دلم بخواد باهاشون آشنا بشم، ولی به این که چه ویژگی ای برام مهم تره فکر نکردم.
آریا_59: آدم هایی که تو دلت می خواد باهاشون آشنا بشی، لابد خصوصیاتی دارن که تو از اون خصوصیات خوشت میاد، ولی قطعا هیچ کدوم تمام خصوصیاتی که از نظر تو خوبه رو یک جا ندارن. درسته؟
اورانوس: درسته.
آریا_59: چت دقیقا همین فرصت استثنایی رو به ما می ده.
اورانوس: کم کم دارم منظورت رو می فهمم!
آریا_59: من و تو هیچ چیزی از هم نمی دونیم، و هیچ وقت هم لازم نیست که حقیقت هم دیگه رو بشناسیم. به جاش می تونیم هر کدوم برای اون یکی، همون آدم ایده آل باشیم. یعنی همون آدمی که آرزو داریم باهاش آشنا بشیم. روشن شد؟
اورانوس: یعنی من مثلا کسی باشم که از نظر تو دیگه آخرشه، آره؟
آریا_59: دقیقا!
اورانوس: جالبه، ولی این کار چه فایده ای داره؟ به نظر من که یه خیال پردازیه الکیه!
آریا_59: ببین، ما به هر حال توی دنیای واقعی هیچ وقت نمی تونیم به این خواسته مون برسیم. حالا که می شه تو یه دنیای خودساخته بهش رسید، چرا همین یه ذره لذت رو از خودمون بگیریم؟ به قول معروف: وصف العیش، نصف العیش!
اورانوس: حالا من باید چی کار کنم مثلا؟
آریا_59: هیچی، فقط باید خصوصیاتی رو که از اون فرد توی ذهنت داری به من بگی و من هم خصوصیات فرد مورد نظر خودمو می گم، به طور کامل، حتی باجزییات ظاهری.
اورانوس: همین؟ خُب بعد؟
آریا_59: اون وقت تو برای من می شی اون فرد رویایی و همین طور هم من برای تو. و ما هر شب می تونیم با انسان رویاهای زندگی مون چت کنیم و درددل کنیم. این به نظرت جالب نیست؟
اورانوس: چرا، جالبه!
آریا_59: تازه، بعدش کم کم می تونیم برای خودمون یه دنیای کوچیک هم درست کنیم و با هم دیگه توی اون دنیا زندگی کنیم. اصلا می شه دیگران رو هم با دنیای خودمون آشنا کنیم. هر کسی دوست داشت می تونه بیاد تو دنیای ما و کم کم ما یه شهر رویایی خواهیم داشت! یه شهر تو چت! مثلا تو یکی از این اتاق های چتی. فکرش رو بکن! هیچ کس دیگه از خودش و دنیای خودش خسته نمی شه!
اورانوس: من مطمئن نیستم! حالا بگو مثلا دوست داری من چه جوری باشم؟
آریا_59: تو...در درجه ی اول جنسیت نداشته باش، یعنی نه زن باش و نه مرد. ترکیبی از هر دو و هیچ کدوم! چون خود زن بودن یا مرد بودن باعث دل زدگی می شه. قیافت هم باید کاملا شرقی باشه، شرقی و زیبا. البته جزییات صورتت رو نمی گم. چون اگه زیاد چهره ات برام واضح باشه بازم ممکنه که خسته ام کنه. ویژگی های اخلاقی و رفتاریت هم باید متناسب با رفتار من تغییر کنه. یعنی یک چیز ثابت نباشه. در هر لحظه تفکرت اون چیزی باشه که من نیاز دارم. می فهمی؟
آریا_59 : هستی؟ چرا جواب نمی دی؟ dc شدی؟
اورانوس: هستم! دارم فکر می کنم. من که از پس اینایی که تو می خوای بر نمیام!
آریا_59: تو که نباید خودتو عوض کنی، مثلا من تو رو این جوری تصور می کنم.
اورانوس: آها. ولی من دلم نمی خواد تو رو تعریف کنم. دوست دارم تو همین چند تا حرف باشی! همین حروفی که توی مانیتور دارن جلوم رژه می رن!
آریا_59: چرا؟ یعنی تو هیچ فرد ایده الی نداری؟
اورانوس: ایده آل یعنی اون چیزی که نیست. تنها چیزی که ممکنه منو ازت دل زده نکنه اینه که تو حرف باشی، صحبت باشی، حتی صدا هم نباشی! این اون کسیه که من می تونم هر شب باهاش صحبت کنم و ازش دل زده نشم! من حتی همین حالا تو همین مدتی که دارم باهات چت می کنم با سه نفر دیگه مشغول چتیدنم. واسه این که هر وقت از هر کدومتون دل زده شدم بتونم دیگه جوابشو ندم و کس دیگه ای باشه که سرمو گرم کنه.
آریا_59: ولی...باشه، هر جور دوست داری!
اورانوس: تو هم درسته که خیلی از چیزهای منو تعریف نکردی تا دل زده نشی، ولی بدون هم خودت و هم همه ی اونایی که بیان تو دنیای تو، بازم یه روزی خسته می شن. حتی اگه خودشون خودشونو اون جور که می خوان بسازن، بازم از خودشون دل زده می شن!
آریا_59: چرا این طور فکر می کنی؟
اورانوس: دلیلش طولانیه و منم الان خیلی خوابم میاد، خودت دلیلش رو می فهمی. خوشحال شدم از هم صحبتی تون. شب به خیر.
آریا_59: کجا؟ صبر کن بابا من که هنوز حرفم تموم نشد!....................
آریا_59: چرا جواب نمی دی؟ بازم میای بچتیم یا نه؟....................
آریا_59: جدی جدی رفتی؟ بابا خیلی بی معرفتی. من هر شب همین موقع ها توی چتم. اگر بودی بهم پی ام بزن. اگرم نبودی برام آف لاین بذار. لااقل بگو دختر بود یا پسر! منتظر آف لاین هات می مونم، شب تو هم به خیر.